جزئیات روابط تجاری ایران و ۱۵ کشور همسایه + نمودار


بر پایه آخرین داده­ های سازمان­های بین­ المللی (۲۰۱۴ یا ۲۰۱۳ میلادی)، ایران و پانزده همسایه خود (که از این به بعد منطقه هم نامیده خواهند شد) روی هم رفته ۶۵۰ میلیون نفر از جمعیت جهان (۸٫۹ درصد) را در خود جای داده و با ۷٫۲ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان، ۱۱ درصد از صادرات بین­المللی را انجام می­دهند. پاکستان پرجمعیت­ترین کشور با ۱۸۵ میلیون نفر و بحرین کم­ جمعیت­ترین کشور با ۱٫۳۶ میلیون نفر در سطح منطقه محسوب می­ گردند. از کل صادرات ۲۱۰۰ میلیارد دلاری این ۱۶ کشور، دو-سوم آن را نفت/گاز (۶۳ درصد) و مواد اولیه (۳ درصد) تشکیل می­دهد. مواد صنعتی فرآوری شده که معمولاً نهایی نیست با ۱۴ درصد از کل و کالاهای سرمایه­ای و مصرفی (با یکدیگر ۸ درصد) دیگر اقلام مهم را شامل می­شوند. به عبارت دیگر کمتر از ۲۰ درصد از کل صادرات منطقه را کالاهای صنعتی تشکیل می­دهد. برای درک بهتر ارزش ۲۱۰۰ میلیارد دلاری صادرات منطقه، می­توان آن را با صادرات سه صادرکننده اول جهان یعنی چین، آمریکا و آلمان با به ترتیب ۲۳۰۰، ۱۶۰۰ و ۱۵۰۰ میلیارد دلار صادرات در سال ۲۰۱۴ میلادی مقایسه کرد. بیش از ۷۰ درصد واردات ۱۳۰۰ میلیارد دلاری ایران و کشورهای همسایه شامل مواد صنعتی فرآوری شده (۳۲ درصد)، کالاهای سرمایه­ای (۲۳٫۵ درصد) و کالاهای مصرفی (۱۶ درصد) می­گردد. به جز نفت و گاز، تراز تجاری منطقه با جهان در همه اقلام منفی است که کالاهای سرمایه­ای (منفی ۲۱۵ میلیارد دلار)، انواع وسایل نقلیه و قطعات (منفی ۱۳۰ میلیارد دلار)، مواد صنعتی فرآوری شده (منفی ۸۱ میلیارد دلار) و مواد غذایی و کالاهای مصرفی (هر یک منفی ۶۳ میلیارد دلار) را در بر می­گیرد. از ۱۶ اقتصاد منطقه فقط ۴ کشور پاکستان، افغانستان، ترکیه و ارمنستان به درآمدهای نفت/گاز اتکاء ندارند.

1

صادرات ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی بالغ بر ۱۳۰ میلیارد دلار و واردات رسمی آن در حدود ۷۰ میلیارد دلار بوده است (با توجه به شرایط خاص تحریم­ها، داده­های ایران در آخرین سال قبل از تحریم­ها “۲۰۱۱ میلادی” در نظر گرفته می­شود). در این سال ۷۰ درصد صادرات ایران را نفت و گاز، ۱۱٫۵ درصد را مواد صنعتی فرآوری شده، ۴ درصد را مواد اولیه و ۲٫۱ درصد را کالای مصرفی تشکیل داده است. سهم کالاهای سرمایه­ای از کل صادرات کمتر از ۰٫۶ درصد می­باشد که کمتر از یک-پنجم منطقه می­باشد. ایران با صادرات ۹۱ میلیارد دلار نفت و گاز (کمتر از ۷ درصد صادرات ۱۳۰۰ میلیارد دلاری نفت و گاز کل منطقه)، ششمین صادرکننده پس از روسیه، عربستان­سعودی، قطر، امارات­متحده و کویت به شمار می­رود. صادرات ۱۴٫۷ میلیارد دلاری مواد صنعتی فرآوری شده ایران بیشتر شامل تولیدات پتروشیمی با حداقل ارزش افزوده بوده که در مقایسه با کشورهای روسیه (۸۱ میلیارد دلار)، ترکیه (۴۹ میلیارد دلار)، امارات­متحده (۴۶ میلیارد دلار)، عربستان­سعودی (۴۰ میلیارد دلار) و قزاقستان (۱۸ میلیارد دلار) بسیار پایین است. در زمینه محصولات کشاورزی، نکته مهم سهم بسیار بالای مواد خام از کل صادرات مواد غذایی (با ارزش افزوده ناچیز) ایران است، به صورتی که به رغم سهم ۴۲ درصدی مواد غذایی خام از کل صادرات مواد غذایی منطقه، این مقدار برای ایران ۷۰ درصد بوده که از همه کشورهای همسایه بالاتر می­باشد. بطور کلی بیش از ۹۰ درصد حجم صادرات ایران بر روی مواد خام و اولیه و کالاهای صنعتی با عمق فرآوری پایین که از رانت مواد اولیه یا انرژی ارزان برخوردار هستند، استوار شده است. لذا ضمن آن که حجم صادرات کالاهای صنعتی و مبتنی بر فنآوری بالای ایران در سطح منطقه و جهان اصلاً به حساب نمی­آید، حتی قبل از تحریم­ها نیز در زمینه صادرات نفت/گاز و مشتقات و محصولات آن، ایران نیروی چندان موثری به شمار نمی­رفت. به استثنای نفت و مواد خام صنعتی، در کلیه اقلام اصلی، تراز تجاری ایران منفی است.

2

واردات رسمی ایران شامل ۳۷ درصد مواد صنعتی فرآوری شده، ۲۲ درصد کالاهای سرمایه­ای و ۷ درصد کالای مصرفی است که البته با توجه به حجم وسیع قاچاق رسمی (با انجام انواع تخلف­ها در گمرک­ها) و قاچاق غیررسمی، با واقعیت­ها فاصله زیادی دارد. در این زمینه می­توان به آمار اعلامی گمرک­های کشورهای صادرکننده مبنی بر صادرات ۱۱ میلیارد دلار کالاهای مصرفی به ایران و از سوی دیگر آمار گمرک ایران که فقط ۴ میلیارد دلار آن را منعکس کرده (اظهار شده) است، در سال ۲۰۱۱ میلادی (متناظر با ۱۳۹۰ شمسی) اشاره نمود. همچنین در همین سال صادرات مواد خام صنعتی (عمدتاٌ سنگ آهن) در گمرک­های ایران ۱٫۵ میلیارد دلار اظهار شده که این رقم توسط کشورهای واردکننده ۴٫۷ میلیارد دلار اعلام شده است.

3

ارزش مبادلات تجاری ایران با همسایگان خود به ۳۸ میلیارد دلار بالغ گردید که چهار کشور امارات­متحده­عربی (سهم ۴۸ درصد از کل)، ترکیه و عراق (هر یک ۱۳ درصد) و روسیه (۱۰ درصد)، ۸۳ درصد از آن را پوشش می­دهند. در شرایطی که پیش از تحریم­ها (سال ۲۰۱۱ میلادی)، صادرات ایران به کشورهای همسایه در حدود ۱۴ میلیارد دلار بوده، واردات از آنها از ۲۳ میلیارد دلار فراتر رفته است. ارزش صادرات به همسایگان ۱ درصد از صادرات نفتی و ۳۴ درصد از صادرات غیرنفتی ایران را شامل می­شود. صادرات در حدود دو-سوم مواد غذایی، بیش از یک-سوم مواد صنعتی فرآوری شده و در حدود نیمی از اقلام غیرنفتی دیگر ایران به کشورهای همسایه صورت می­گیرد. بطور کلی ۴۵ درصد از کل صادرات ایران به همسایگان را مواد صنعتی فرآوری شده، ۲۲ درصد آن را مواد غذایی و فقط ۱۴ درصد آن را کالاهای مصرفی و سرمایه­ای در بر می­گیرد. واردات از ایران ۱٫۱۲ درصد از کل واردات همسایگان ایران را تشکیل می­دهد که مهم­ترین اقلام مواد صنعتی فرآوری شده (با سهم ۶ درصد) و مواد غذایی خام (۴٫۵ درصد) می­باشد. سه کشور عراق (۳۲ درصد)، امارات (۲۷ درصد) و افغانستان (۱۳ درصد) در مجموع بیش از ۷۲ درصد واردات همسایگان ایران را بر عهده دارند. کشورهای افغانستان با سهم ۲۴٫۵ درصد ایران از کل صادرات به این کشور، عراق با ۱۱٫۶ درصد، ترکمنستان با ۶٫۳، آذربایجان با ۴٫۷ درصد و ارمنستان با ۲٫۵ درصد، کم و بیش نسبت به دیگر کشورهای منطقه دارای وابستگی تجاری نسبتاً بیشتری به واردات از ایران هستند.

4

هر چند واردات ایران از همسایگان خود ۳ درصد از کل صادرات غیرنفتی این کشورها را در بر می­گیرد، اما ۳۴ درصد از کل واردات رسمی ایران و بیش از نیمی از کل واردات ایران (اعم از رسمی و غیررسمی) را به خود اختصاص می­دهد. واردات بیش از ۴۰ درصد مواد فرآوری شده صنعتی، ۲۷ درصد کالاهای سرمایه­ای و بیش از نیمی از کالاهای مصرفی ایران از طریق همسایگانش صورت می­گیرد. سه کشور امارات­متحده­عربی، ترکیه و روسیه بیش از ۹۰ درصد صادرات کشورهای همسایه به ایران را بر عهده دارند. امارات­متحده با صادرات بیش از ۱۴ میلیارد دلار، سهم بیش از ۶۰ درصدی از کل صادرات همسایگان به ایران را به خود اختصاص داده است که البته با حجم قاچاق رسمی و غیررسمی به مراتب بیش از این می­باشد. اگر چه برای کشورهای ارمنستان (با سهم صادرات به ایران ۶٫۳ درصد از کل صادرات)، امارات­متحده (۳٫۷ درصد)، افغانستان (۳٫۴ درصد) و ترکیه (۲٫۳ درصد)، ایران تا حدی شریک صادراتی مهمی محسوب می­شود، اما برای دیگر کشورهای همسایه، نظر به سهم کمتر از یک درصدی، بازار ایران چندان اهمیتی ندارد.

5

در مجموع ایران با کشورهای عراق (۴٫۵ میلیارد دلار) و افغانستان (۱٫۹ میلیارد دلار) دارای تراز تجاری مثبت بیش از یک میلیارد دلار بوده، اما از سوی دیگر با کشورهای امارات­متحده­عربی (۱۰٫۴ میلیارد دلار)، روسیه (۲٫۹ میلیارد دلار)، ترکیه (۲٫۲ میلیارد دلار) و قزاقستان (۱ میلیارد دلار) با تراز تجاری منفی بیشتر از یک میلیارد دلار روبرو می­باشد.

حجم بالای تجارت یک­طرفه با امارات که بیش از نیمی از مجموع کشورهای همسایه ایران را شامل می­شود و وابستگی تجاری به این کشور، آن هم به سبب واسطه­گری و دلالی و آلوده به میزان بالایی از تجارت سیاه و غیرقانونی که کشور را درگیر معضلات زیادی کرده، هیچگونه توجیهی ندارد. هیچ منافع ملی از سرازیر کردن سرمایه­هایی که باید صرف ساختن کشور و به ویژه بنادر و جزایر جنوبی کشور که دارای مزیت­های بی­شماری نسبت به امارات هستند، وجود ندارد. آن هم کشوری که کمتر در برابر ایران حسن­نیت داشته و در سطح جهانی و روابط منطقه­ای نیز مانند عمان همراهی که هیچ، حتی با پیوستن آشکارا و پنهان به ائتلاف­های ضد ایران و ایجاد تنش­های انحرافی از قبیل طرح ادعاهای کذب مالکیت بر سه جزیره ایرانی، از هر گونه ضدیت ممکن کوتاهی نمی­کند. اکنون که تحریم­های تجاری و بانکی علیه ایران در حال رنگ باختن است، دیگر دلیل و توجیهی وجود ندارد که بخش اصلی تجارت خارجی ایران از طریق کشورهای واسط صورت پذیرد.

6

نظر به میزان و سهم ناچیز کالاهای صنعتی نهایی با ارزش افزوده بالا از کل صادرات و اتکای مطلق اقلام صادراتی غیرنفتی به رانت انرژی و مواد خام ارزان، در مجموع بازارهای صادراتی ایران، بازارهای باثبات و قابل اعتمادی محسوب نمی­شوند. چنان چه در سال ۱۳۹۳ نسبت به سال ۱۳۹۱، کل اقلام صادراتی صنعتی نهایی کاهش صادرات ۲۰ درصدی (شامل کالاهای سرمایه­ای با ۱۳ درصد، کالاهای مصرفی با ۲۳ درصد و وسایل نقلیه با ۵۳ درصد) را تجربه کرده­اند. علاوه بر این مواد خام و اولیه اعم از نفت، گاز و سنگ آهن و فولاد خام و تولیدات پتروشیمی نیز با تنزل شدید قیمت­ها و افت تقاضای بازارهای جهانی و داخلی روبرو شده­اند. به رغم اهمیت بالای مبادلات تجاری با کشورهای همسایه برای ایران، این مبادلات برای آنها از اهمیت همسانی برخوردار نیست. در شرایطی که صادرات به همسایگان ۳۴ درصد از کل صادرات غیرنفتی ایران را پوشش می­دهد، واردات از ایران فقط ۱٫۱۲ درصد از کل واردات این کشورها را شامل می­گردد. از سوی دیگر ۳۴ درصد از کل واردات رسمی و بیش از نیمی از کل واردات ایران از طریق کشورهای همسایه صورت می­گیرد که در همین حال معادل کمتر از ۳ درصد صادرات غیرنفتی آنها می­باشد. حجم واردات ایران از کشورهای صادرکننده مهم امارات، روسیه و ترکیه به سختی ۳ تا ۴ درصد از صادرات آنها را به خود اختصاص می­دهد و فقط کشورهای عراق و افغانستان دارای حجم مبادلات تجاری بالای ۱۰ درصد از واردات از ایران هستند که آن هم وضعیت چندان مستمر و پایداری ندارد.

7

هر چند با کسر میزان صادرات مجدد کالاها از کشورهای همسایه به ایران، تراز تجاری ایران و همسایگان به تعادلی نسبی می­رسد، اما مشکل در مبادلات تجاری نامتوازن و اتکای بیش از حد ایران برای واردات انواع کالاها (که حداقل نیمی از آنها صادرات مجدد محسوب می­شود) از همسایگان و از سویی صادرات غیرنفتی به آنها است که بحث امنیت تجاری کشور را مطرح می­سازد. لذا به دلیل سطح اتکای بیش از حد ایران به واردات از همسایگان و از سوی دیگر میزان اهمیت پایین تجارت با ایران برای آنان، در هر زمان که منافع و مصالح­شان اقتضا کند، می­توانند رابطه تجاری با ایران را متوقف کرده یا کاهش دهند.

در کنار بسیاری از کشورهای همسایه که دارای پتانسیل مناسب برای برقراری روابط تجاری هستند، وجود کشورهای تاجیکستان (تنها کشور فارسی­زبان به جز ایران)، ازبکستان و گرجستان و کشورهای سوریه و لبنان، تعداد کشورهایی که می­توان جهت روابط گسترده اقتصادی و تجاری با آنها برنامه­ریزی کرد، را به ۲۰ کشور می­رساند که وجود ۸ کشور محصور در خشکی، زمینه­های بس مساعدی برای توسعه انواع روابط تجاری را ایجاد کرده است. در هر صورت افزایش متعادل و متوازن حجم مبادلات تجاری بین ایران و کشورهای همسایه به نفع اقتصاد کشور بوده و در مسیر اهداف سیاست خارجی نیز می­تواند قرار گیرد. در این راستا ضمن لزوم برنامه­ریزی راهبردی میان­مدت و بلندمدت جهت متوازن­سازی و تجدید ساختار روابط و ساز و کار تجاری با کشورهای همسایه در جهت منافع ملی و کسب مزیت­های اقتصادی، اقدامات متنوعی می­تواند در دستور کار قرار گیرد که اجمالاً به پاره­ای از آنها به شرح ذیل اشاره می­شود.

۱- تعریف و تبیین نقش ایران به عنوان قطب تجارت منطقه (با توجه به سابقه تاریخی و موقعیت جغرافیایی با کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب و دسترسی به دریاهای آزاد و همچنین رفع تدریجی موانع سیاسی و تجاری ناشی از تحریم­ها) و استفاده از کلیه پتانسیل­های حمل و نقل و ترانزیت کالا، به ویژه جهت ارائه خدمات به کشورهای محصور در خشکی شمال و شمال-شرق ایران. مشارکت در توسعه زیرساختارها جهت توسعه حمل و نقل زمینی/هوایی/دریایی و ترانزیت کالا از طریق ایران

۲- اعطاء اعتبارهای صادراتی مدت­دار به کشورهای واردکننده کالاها و خدمات ایرانی

۳- حمایت از صادرات و حضور فعال شرکت­های صادرکننده ایرانی در بازارهای کشورهای منطقه (اعطاء جوائز و مشوق­های صادراتی،  برگزاری نمایشگاه­های تجاری و موارد مشابه)

۴- عقد موافقت­نامه­های تسهیل­ساز تجاری (البته با کسب درس­های لازم از تجربه تلخ عقد توافق­نامه ترجیحی با ترکیه و لحاظ منافع ملی و مشارکت بخش خصوصی ذینفع واقعی در فرآیند تهیه و تدوین توافق­نامه­ها)

۵- حداقل دخالت مستقیم بخش دولتی و حمایت از بخش خصوصی واقعی جهت توسعه مبادلات اقتصادی و تجاری

۶- سرمایه­گذاری مستقیم/مشترک ایران در امتداد زنجیره تولیدات صنعتی داخلی در کشورهای همسایه جهت صادرات کالاهای صنعتی و دسترسی به بازارهای آنها و صادرات

۷- سرمایه­گذاری شرکت­های ایرانی جهت تولید/فرآوری بخشی از مواد اولیه در کشورهای همسایه برای صادرات به ایران (به عنوان مثال پنبه جهت مصرف صنایع نساجی کشور)

۸- حمایت از سرمایه­گذاران کشورهای منطقه جهت سرمایه­گذاری (مشارکت) در صنایع پالایشگاهی/ پتروشیمی ایران و ایجاد صنایع پایین­دستی (وابسته به واحدهای ایرانی) در کشورهای همسایه

۹- صادرات خدمات فنی و مهندسی و بکارگیری ظرفیت­ها و توان پیمان­کاری ایران جهت اجراء پروژه­های اقتصادی در سطح منطقه

۱۰- متوازن و متعادل­سازی تجارت با کشورهای همسایه

۱۱- واردات مستقیم کالاها از جهان و حذف واسطه­گری زائد و کژکارکردی­های تجاری برخی کشورهای منطقه جهت صادرات مجدد به ایران. انجام بخش مهمی از واردات کالاهای اروپایی از طریق کشورهای واسط (به ویژه امارات­متحده­عربی)، منجر به کاهش وزن و اهمیت روابط تجاری و مخدوش آن و همچنین بروز گسترده فساد و تخلفات وارداتی می­شود.

۱۲- حمایت از ترویج برندهای ایرانی و توسعه شبکه توزیع (عمده­فروشی و خرده­فروشی) آنها در سطح منطقه

۱۳- سرمایه­گذاری و توسعه توریسم و گردشگری

۱۴- جلب همکاری کشورهای همسایه برای کنترل قاچاق کالا به ایران

احسان سلطانی، پژوهشگر

‎پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *